|
دیشب برای اولین بار فاصله هارو شکستم دیشب برای اولین بار به تمام دقیقه ها پشت پا زدم چه قد ثانیه ها رو کوچیک کردم دیشب این جمله ی راحیلو که برام نوشته بود 100 بار خوندم ((برای دخترکی که هر شب خواب دندان های شیریش را میبیند ))و برای هر بارش یه آیینه خریدم دیشب دلم میخواست برم زیر آب به صدای نهنگا گوش بدم دیشب دلم میخواست فقط نوک انگشتمو ببینم دیشب قبول کردم باور کردم اصلا چشمایی وجود نداشت دیشب دلم میخواست همون جایی که ازش متنفرم منو تو خودش غرغ کنه تو رو خدا یکی منو نگر داره .قرار نبود این قد بزرگ شم . قرار نبود تمام سختی های بزرگ شدنو یه شبه بکشم قرار تبود تمام نا ممکنا رنگ ببازن همیشه یه علامت سوال میمونه همیشه ؟؟؟ کاش این کابوس تکرار نشه کاش + نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386 20:50 توسط پناه |
|