|
درک نکن
ترانه هام با این که بی صدا بود سفید بود ترانه های سفید رو یه برد سیاه حالا همهش سیاست سیاه رو برد سباه تو همین تاریکی ها بود صدات کردم ولی تو نمیخواستی بشنوی میخواستی ببینی نه ببشتر از ۳ مین اما همون قدم میخواستی ببینی تقصیر من بود تکلیف من چیه؟ منی که فقط شبا میتونم نقس بکشم اما شبا پر از هرم نفسهای زهر آلودو کثیقه. حالا من کاریو میکنم که تو نکردی تو خواستی ببینی اما من گوش میدم به همه ی زندگیم گوش میدم بزار دشمنام منو بجون حداقل یه نفس راحت میکشن فک نکنی بذل و بخششم زیاد شده ها این قد زهر دارم که کارشون به ۳ مینم نکشه من خیلی خوش بختم چون یه چیزایی رو دوست دارم من خیلی دلتنگم چون عشق نفرینه + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 12:44 توسط پناه |
روی من شرط نبند پشتمم راه نیا حرفاتو بزن اما قلبتو بهم نده نمیگیرم هیچ کی بهم نگفته بود که از نی نی سیاه دو تا چشم حذر کنم من بهت میگم از چشمای سیام که یه زمانی آیینه اونارو درشت تر نشون می داد حذر کن میبینی فقط آیینه ها قابل اعتماد بودن که اونام........... فقط لبخند بزن از لبخند خوشم میاد چون هم از روی محبته هم از روی کینه و نفرت یه جورایی دو رو پایبند نیستم اما قول میدم گاهی اوقات. زیبا ترین قول من اینه هرگز بر نمیگردم زاده ی قولم باش
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 16:54 توسط پناه |
|