|
من دروغ گفتم اما به خدا نمیخواستم. گفته بودم فقط ۳ دقیقه. بیشتر شد مگه نه؟ مگه نه؟ تو که نمیدونی چه قدر پناه امشب داغونه میدونی؟ میدونی همیشه خوشحالی هامو با تو قسمت میکنم؟ میدونی اولین نفری هستی که بعد هر گریه صدامو می شنوی؟چون فقط تو آرومم میکنی میخواستی خلا" پرمو خالی کنی .خودت گفتی. خالی کردی همه ی وجودمو. پر نمیشه هر چی زور میزنم چه خوابی بود به قول تو چه کابوسی هنوزم یادش میفتم اشکام جمع میشه کمکم کن تا به هیچ کسو هیچ چیزو هیچ جا دل نبندم حتی به خودت شبم با اون سیاهیش نتونست کاری کنه کسی چشامو نبینه و نگه چشات مثل دریاست من از دریا متنفرم تقصیر اون ستاره های بی همه چیزه امشب فقط میخوام بخوابیو تا صبح تماشات کنم مثل همون شبی که فکر نمیکردی نگات میکنم و راحت خوابیده بودی امشب فقط همیم امشب میخوام بهم ترحم کنی فقط تو میدونی من این جوری نبودم فقط تو
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 22:30 توسط پناه |
خانمی تا حالا به این فکر کردی آرزوهات بزرگن یا کوچیک؟ فعلا"آرزوهای بزرگ بریز دور میدونی چرا؟ آرزوی بزرگ مال آدم بزرگاست خانم کوچولو سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس چیزی نگو اونا نمیدونن ما بزرگ به دنیا اومدیم اونا هیچی نمی دو .... نه نه یه چیزو میدونن این که خیلی ساده ایم خیلی میدونی دله که سادست دل که بشکنه بگنده دیگه ساده نیست نمیخوام بگم چیه میترسم بگم وحشتناکه دلم به حال کسی که دنبال این دله گندیدست میسوزه دلم میخواد شوکه شن دوست دارم این کارو . باید بشکنه دلم حتی شده خودم بشکونمش بعد اون آرزو بزرگمو که همین جوری نگرش داشته بودمو......... من عاشق این کارم اما خوب تو نمیتونی چون هنوز باور نداری این قد حال میده این برهه زمانی تو که نمیفهمی الان. شایدم اصلا" نفهمی فقط الکی بگو آرزوی بزرگ نداری باشه؟ من عاشق زندگیمم باور کن من اینجوری نبودم باور کن
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 1:16 توسط پناه |
اگه یکی بهم بگه دوست دارم .بهم ثابتم کنه دوسم داره ولی حتی با یدونه از عقیده های منم مخالف باشه ولش میکنم. اگه کسی که دوسش دارمو اینو می دونه بهم خیانت کنه می سوزونمش بد. بعدش این قدر گریه میکنم که اشکم خشک شه نه چرا دروغ بگم اینا مال چند ماه پیش بود خو از اول به کسی که دوسش دارم هیچ وقت نمیگم دوست دارم اگه کسی بهم بگه دوسم داره بهش میخندم اگه به شوخی بگه بهش میخندم اگه جدی بگه هیچی بهش نمیگم حتی یه لبخندم نمیزنم چون اون وقت میگه چرا میخندی منم مگه حال دارم توضیح بدم تازه بدش بگه نه این طور نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچی نمیگم فقط اجازه میدم به چشام نگاه کنه اونم نه زیاد فقط ۳ دقیقه فقط فقط
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 21:19 توسط پناه |
|