تبليغاتX
ترانه های بی صدای من

ترانه های بی صدای من

پشت کنکور که بودم همه می گفتن دانشگاه که بری همه ی ناراحتی ها تموم می شه

میخواستم ببینم این دانشگاه چیه؟

الان دانشجو ام

حتی اگه فکرم نکنم میدونم خیلی چیزار از دست دادم  .

خنده هاوگریه های از ته دلمو از دست دادم  .    طی کردن مسیر خونه تا مدرسه .مدرسه تا خونه با دوستام از دست دادم.

خیلی از رویاهای قشنگمو از دست دادم. 

منی که به انتظار رسیدن زمستون سرو دست می شکوندم نفهمیدم سرما کی اومد رفت.

حالا یه خانم خیلی با شعور بر میگرده می گه لیسانس که چیزی نیست آدم فوق لیسانس بگیره یه چیزی

تازه خانم مدرک خودش دیپلم خیاطیههمه ی کسایی که به من می گفتین  چرا ساکت شدین؟

  دیگه اون روزارو نمی بینم .حالا چشامو می بندمو زمزمه می کنم(icant see it but i can feel it)

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 0:46 توسط پناه |


از موقعی که یادمه به تن هر جوابی که برای از دست دادن فرصتا میدادن یه تقدیر می چسبوندن

(آخه میخواستی هنر بخونی .خوب نشد دیگه قسمت نبود  .  نازی میخواستی .......شی اشکال نداره

قسمت نبود قدر چیزایی که داری بدون مردم همینم ندارن)

چرا نمی خوان بفهمن تقدیر همه ی نرسیدنا خود آدمان

انسان های بی شعوری که صبحشون با این حرفا شب می شه(اوا خواهر راست میگی.  وای خدا مرگم

بده.  پس مردم چی میگن؟)وای من چه قدر از کلمه ی آخر متنفرم 

همیشه اگه نخواستم حرف بزنم بابت همه چیز فقط به خاطر احترام اما به چه قیمت؟

دیگه بسه..................................

وای اگه مادرم نبود من تا حالا مرده بودم...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 13:32 توسط پناه |


درست مثل زمانی که به دنیا میای  احساس میکنی دل کندن از وجود مادرت سخته اصلا" ترسناکه

واسه چند لحظه تو شوکی  این جا فقط چند ضربه لازمه تا به خودت بیای وبفهمی آره.....تازه اونجا

هق هقت شرو میشه  .....

تازه فکر کن اگه خبر داشتی برای فهمیدن یه جمله سالها باید تو خماری بمونی چی می شد!!!!

حالا بین من و اون نوزادهیچ فاصله ای نیست ...فقط فرقمون اینه که  من برای رسیدن به یه جمله

سالها انتظار کشیدم و حالا میدونم هزارتا جمله ی دیگه مونده

من هنوز تو شوکم.......

+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386 13:43 توسط پناه |


این وبلاگ رو راه انداختم به زودی توش مینویسم!

برای همه ی آدمهای از خود گذشته که توی یه دستشون گوشی موبایله و یه دست دیگه شیلنگ آرزوی سلامتی دارم!....

با تشکر تز خانم پرستار۲ که کمکم کرد!

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 19:7 توسط پناه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386



پیوندها

bombe 18 tir
hosein
divoone
rahilllll
khosro
shadmehriha
hamed
dokhtare avareye bad
eliiiiiiiiiiiii
ane sherliiiiii
bahar
mosafere gharib
fazellllllllllllll
ensan nama
Sokout
melodi
مهدی کمالی
bi tardid........radmehr
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin