تبليغاتX
ترانه های بی صدای من

ترانه های بی صدای من

اين بار گمش نکردم

دنبالش رفتم دوست داشتم برم. ميخواستم ببينم اين کيه که همه جا هست.

ميدويييدو  هرزگاهی بر ميگشت نگام ميکردو اشکاشو پاک ميکردو ميخندييد 

 وايساد برگشت نگام کرد التماس عجيبي تو چشماش بود.به يه بيدمجنون اشاره کردو دوييد طرفش قدمام آروم تر شد

قلبم سخت ميزد!

رسيدم.   حالا ميتونستم قشنگ ببينمش.


داشت به يه قبر نگاه ميکرد و آروم گريه ميکرد.     خوندم

پناه سال ولادت ۱۳۶۶

سال وفات ۱۳۹۲

چشم افتاد به يه دفتر چه کنار قبر افتاده بود. بازش کردم

صفحه 6 : يه پنجره با يه قفس يه حنجره بي همنفس سهم من از بودن تو هيچي نيست.

ص15  باورم نميشه دستات توي دست من نباشه رو درو ديوار خونه........ ولي نفس ميکشي همين برام بسه

ص 25

بايد تو رو پيدا کنم شايدهنوزم دير نيست.  خدايا يعني زنده ميمونم تا پيداش ...نه پیدام......نه هیچی .

ص40 : آخر يه شب اين گريه ها سوي چشامو ميبره.  خدايا ميشه يه روزي بفهمه يکي اين جوري دوسش داشت؟
ص60
منو تو آغوشت بگير آغوش تو مقدسه .  خدايا ميشه يه روزي صداي قلبشو بشنوم؟

تموم نميشد. آخر دفترو باز کردم  .

 

نياد اون روزي که ديره براي داشتن عشقم نياد.خدايا ميشه من ديگه زنده نباشم؟ ميخوام بميرم تا واسه هميشه پيشش باشم هميشه و همه جا

....................................

................................................


آروم دفترو بست
خدايا يعني داشت براي من گريه ميکرد ؟
اينورو نگاه کرد ولي منو نديد باز گمم کرد.
زير لب آروم اسممو زمزمه کرد     پناه
رفت. با دفتر رفت.

خدايا يعني ميفهمه؟ ميفهمه که چه قدر دوسش داشتم؟


 


 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 23:38 توسط پناه |


اجازه میدی صورت پر چینو چروکتو به صورتم بمالم؟

عاشق نوازش موهاي سفيدتم

گرماي دستايي که هيچ وقت نداشتمو يک عمر به رخ تمام زمستوناي  پشت سرم کشيدم

دستاي لرزونتو ازم قايم ميکني؟

عينکتو بردارو فقط نگام کن

ميبيني چه قدر از تو پرم؟

من 30 ساله از توپرم

اجازه ميدي گريه کنم؟

 

 

آمدي جانم به قربانت  الانم راضيم

بي وفا حتي الانم عاشقو ديوانه ي اين بازيم

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388 23:52 توسط پناه |



میترسی؟
میتر سی یه روزی دیگه دوست نداشته باشم؟
یه روزی منو تو بغل یکی دیگه ببینی؟
اشکال نداره
مگه من نترسیدم؟

تازه یه وقتاییم لازمه مرد بترسه
یا دق میکنی میمیری
یا قوی میشی
مثل سنگ
مثل من
ولی نمیی میری مرد پوست کلفته
پس کلیم باید ممنون باشی
پشت هر مرد قوی یه زن هست
من هستم

 


 

+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388 20:39 توسط پناه |


عادت

به تکرار افکار کثيف هر شبم درباره...

به نگاهم روي نيم رخ هرزه ي تو به چشم خواهري

 به نفس کشيدن توی هوايي که پر از نفس هاي سرد توه حین سکس های  داغت با هم آغوش جدید

به لحظه هاي ساختگيه خودم که هميشه بيشتر از اوني بود که ميگفتم

به 3 دقيقه هايي که هيچ وقت وجود نداشت

به آرامشي دروغي

به دروغ

به عشق

به تو

نه

مهم نيست که بدوني

مهم نيست که باشي


همش عادته 

ترکش میکنم

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 17:50 توسط پناه |


بزن رفیق!

این شقیقه به رگهای من شک دارد....

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 23:14 توسط پناه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386



پیوندها

bombe 18 tir
hosein
divoone
rahilllll
khosro
shadmehriha
hamed
dokhtare avareye bad
eliiiiiiiiiiiii
ane sherliiiiii
bahar
mosafere gharib
fazellllllllllllll
ensan nama
Sokout
melodi
مهدی کمالی
bi tardid........radmehr
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin